مهرسا و الیسا عشق مامان و بابا

34 ماهگي

سلام گل مامان دوباره زمستون و دوباره شروع بيماري هاي فصلي اين هفته خيلي سخت گذشت چون سرماي شديد خوردي و همش تب و حالت تهوع و دل پيچه الان هم كه افتادي روي سرفه هاي شديد كه پايانش استفراغه حسابي ضعيف شدي و اصلا چيزي نمي خوري -ان شالله كه زودتر خوب بشي ماماني    اين عكست ماله چند روز پيشه كه داشتي گريه ميكردي و بامن و بابايي قهر بودي الهي قربونت برم من     34 ماهگيت مبارك باشه عزيزم مهرساي عزيزتر از جانم دوستت دارم ...
22 آذر 1394

چهارمين سالگرد ازدواج

همسرعزيزم با تو بودن برايم بهترين لحظات زندگي است ومن وجود پر مهر و سرشار از عشق تو را در كاشانه قلبم به وضوح ميبينم ومي دانم با تو ميشود به خدا رسيد سالگرد ازدواجمان  مبارك بر هر دومان... جشن  سالگرد ازدواجمون رو سه نفري  رفتيم كلبه هاي درختي زرون فوق العاده بود     اينم نقاشي هاي مهرسا خانوم با چسب و حبوبات همون چسبايي كه هرروز پاي ثابت خريدش از مغازه ست         ...
9 آذر 1394

94/9/4

  امروز 94/9/4  نظم قشنگي تو اعداد  تا ريخ وجود داره نظم زندگي تون استوار بر عشق و ايمان و عشق و ايمانتان جاويد   ...
4 آذر 1394

روزمرگي هاي مهرساگلي

بندر كه ميدونيد حسابي هواش گرمه تازه الان كه آذر ماه رسيده هوا بهاري شده  حالا ما از گرماي بندر چي ميكشيم بماند   ديروز تو ماشين بوديم مهرسا شيشه رو كشيد پايين -دستشو برد بيرون بعد گفت مامان هوا عالي شده   طفلكي بچه هامون هم از گرماي بندر كلافه شدن با مهرسا داشتيم ميرفتيم خونه -مهرسا عاشقه يكي از شعراي آقاي خواجه اميري هست و. مدام ميگه مامان شعر منو بزار اين شعرو براش ميزارم ميره تو حس ازش پرسيدم ماماني به چي داري فكر ميكني ميگه به پف پفي فكر ميكنم  جالبش اينه كه با شعر آقاي خواجه اميري دخترم به عشقش كه پف پفيه فكر ميكنه پي نوشت: امكان نداره بريم مغازه مهر...
2 آذر 1394
1