مهرسا و الیسا عشق مامان و بابا

16 ماهگی دخملی مامان

هر چه می گذرد بیشتر به این پی می برم که تو خلق شده ای تا من خوشبخت ترین مادر دنیا باشم     تا موبایل میرسه دستت میزاری در گوشت و خیلی خوشگل میگی الووووووووووووووو یه جوری که قند تو دلم آّب میشه عزیزکم جدیدا هم صدای قطار رو یاد گرفتی از بس با هم قطار بازی کردیم---- میگی بوبو چی چی بوبو چی چی عاششششششششششششششقتم دخمل نازم   از بس عینک دوست داری بابایی برات یه عینک خرید حالا همش دستته و خیلی دوسش داری هر جا میریم هم با خودت میاریش      اینم از انبه خوردن دخمل مامان نوش جونت عزیزم ...
31 خرداد 1393

واژنامه مهرسا جون

سلام دخمل قشنگم اومدم تا کلماتی که تا حالا یاد گرفتی رو برات بزارم عزیزکم   بالا =بالا دوتا =دوتا جوجه = جی جی تاب = تاااا تاااا پارک = پااااااار گل = گل  تا بهت گل میدم سریع بوش میکنی میگی به به   (الهی قربونت برم عزیزم) نون = نانا غذا = به به حموم =آب بازی ماهی = مایی بیرون = دد عمه = عمه  دایی = دانی بده = بده کفش = پاپا آب = آب بده وقتی یه چیز جدید برات میخریم هر کی ازت بپرسه کی برات خریده سریع میگی بابا بهت میگم دختر کی هستی میگی بابا فدای حرف زدنت عروسکم ...
23 خرداد 1393

مروارید هفتم و هشتم

عزیز مامانی چند روزی بود که ناخوش احوال بودی و شبا تب میکردی ومن و بابایی خیلی ناراحت بودیم و بردیمت دکتر و کلی آزمایش دادی و خدا رو شکر چیزیت نبود  امروز متوجه شدم دندون هفتم و هشتم توی فک پایینیت جوونه زده احتمالا علت تبت هم همین بوده خوشگلم عزیزم مبارک باشه مامانی انشالله همیشه سالم و سلامت باشی باید حسابی مواظب مرواریدای کوچولوت باشی دخترقشنگم ...
5 خرداد 1393
1